سلام خداي خوب و ومهربونم ، هديه ات رسيد . خيلي زياد خوشحالم كردي .
چقدر آشفته خاطر و مستاصل شده بودم ! از قبل اذان ايستادم رو به قبله ، جا نمازو پهن كردم ، افسرده خاطر و غمگين نشستم و تورو به خداييت قسم دادم كه كمكم كني ، مي دونستم كه كمكم مي كني ! مطمئن بودم !
اذان گفته شد و نمازو خوندم ، به محض تموم شدن نمازم ، به محض تموم شدن نمازم ، تو فرستادي هديه اي كه دنبالش بودم ! ازت خواسته بودم ! و چقدر زود دعايم مستجاب شد ؟؟!
خداي بخشنده و مهربونم ، تو بهم گفتي كه دعا كردن بندگانو دوست داري . من بهت گفتم كه منم دعا كردنو دوست دارم؟
ممكنه يه چيزايي اتفاق بيفته ، تو خداي خوبم حتي اگه بندگان ازت طلب نكنن بهشون ميدي ، ولي اگه بدوني چه لذتي داره وقتي بعد از دعاشون بهشون ميدي ؟!!
تو هم اينجوري بيشار دوست داري مگه نه ؟
چيز سختي نيست ! وقتي يكي به كسي كه دوستش داره كادو ميده ، هم اوني كه هديه گرفته خوشحاله و هم اوني كه مي بينه طرف مقابلش احساس خوشحالي مي كنه لذت مي بره !
من ديشب سه بار از خوشحالي سجده شكر كردم ، هر بار دوباره به سجده مي افتادم ، آخه اين كادويي سورپرايز هم بود! درست بعد از دعا ! بلافاصله بعد از تموم شدن آخرين حرفش !
و من مي دونم كه اين لطف و احسانت رو نمي تونم جبران كنم ، ولي نمي دونم كه چه طوري مي تونم حق شكر گذاري ات رو كامل به جا بيارم ؟
خيلي دوست دارم ، مهربونترينم .
